خلاصه کتاب:از همان ابتدا مشکلات خانوادگی کلافهامان کرده بود و هرکس هم که میرسید نظری میداد.
همیشه با خود فکر میکردم که آیا ممکن است که روزی دیگران از نقش مشاور کار کاشته بیرون بیایند و کمی سرشان را از زندگیامان بیرون بکشند؟
تا اینکه همسایهی فضولمان عملیات انتحاری خود را شروع کرد و من در شگفت از این سطح از تاثیر گذاری وی.
خلاصه کتاب: مردی دوستدار نوهاش است، همان تازه عروس. شبی شوم و ناگوار عدهای از خدا بیخبر در خانه را کوفتند. نه معلوم بود قصه چیست و نه چه کسی قصه را نوشته است. فقط عروسکهای خیمه شب بازیای شدند برای اجرای قصه، تفنگ به دست وارد صحنه میشود، مردی که دوستدار نوهاش است. اما کسی نمیداند که در پایان قصه لباسهای خونی پیرمرد است که میآید.
خلاصه کتاب: زیبا دانشجوی دوره کارشناسی است و اهدافی دارد که یکی از آنها گذراندن واحد پرمشقت سیستم عامل است، در این بین اتفاقات ناگوار مانع از حل این مشکل میشود و زیبا باز هم با این درس کلنجار میرود.
خلاصه کتاب: او “مــرد“ است
خوابش از تو کوتاهتر و خواب ابدیش از تو طولانی... .
آسایش برایش مفهومش آسایش توست، پس صبح تا شب در پی آسایشی است که
سهمش را از عشق تو می جوید... اگر آن را دریابی!
دستهایش از تو زبرتر و پهنتر است... .
تا به حال به دستهایش نگاه کردهای؟ هیچگاه بدون خراش و زخم دیدهای؟
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " پاتوق رمان – دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد! طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.